تبليغاتX
Time spent here:
(افرا)

                       

www.gsm.ir

 

=======================

   ستاد تبصره۱۳

 طرح خودروهای فرسوده

  www.farsoodeh.ir

          

 



دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 |
www.taavonportal.ir/taavon/maskan.aspx

پیگیری ثبت نام www.taavonportal.ir/Taavon/LoginMaskan.aspx



شنبه یکم دی 1386 |

 
 
وداع

کوله بارسفرت رفت و نگاهم را برد

نه تو ديگر هستی نه نگاهی که در آن دلخوشی ام سبز شود

سايه می داند که به دنبال نگاهت همچون ابر سر گردانم

هيچ کس گمشده ام را نشناخت

تابش رايحه ای بی خبر آورد کسی در راه است

چشمی از درد دلم آگاه است

کاش هيچوقت عشقی متولد نمی شد

که روزی احساسی بميرد



شنبه یکم دی 1386 |

 
 
شیشه پنجره

بازم میام تو کوچتون   باز رد میشم از جلوی در خونتون

بازم میگم از دلتون    از اون دل بی مهرتون

بازم مبام به پیشتون    دلم شده عاشقتون



شنبه یکم دی 1386 |
زیبا ترین قلب

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي

كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت

زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه

اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب

او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند

مرد جوان، در كمال افتخار، با صدايي بلندتر به تعريف از

قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردي جلو جمعيت آمد و

گفت:اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست؟

مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند. قلب

او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي

از قلب او برداشته شده و تكه هايي جايگزين آنها شده

بود؛ اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و

گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد.

در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجودداشت كه هيچ

تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او

مي نگريستند و با خود فكر مي كردند كه اين پيرمرد

چطور ادعا مي كند كه قلب زيباتري دارد.

مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:تو

حتماً شوخي مي كني....قلبت را با قلب من مقايسه

كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.؟

پيرمرد گفت:درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد

اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض

نمي كنم.

مي داني، هر زخمي نشانگر انساني است كه من

عشقم را به او داده ام؛ من بخشي از قلبم را جدا كرده ام

و به او بخشيده ام.



شنبه یکم دی 1386 |

انگار

 
 
انگار

شنبه یکم دی 1386 |
رز

در اين خلوت سرا من هم به تنهايی لقب دارم

پريشانی و شيدايی در اينجا هم شده کارم

تو دنيای منی و من غزلهايم بنام تو

ميان عمق رويايم شدم محبوب و رام تو

صدايت می کنم هر شب ميان خواب و رويايم

نمی دانی که هستم من ولی ديريست شيدايم

ميان ظلمت شبها غمم را با تو می گويم

تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جويم

نمی دانم چه خواهد شد اسيرم در دو راهی ها

غرورم يکطرف ماند و دل ديوانه ام اينجا

چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را

بگويم عاشقت هستم بمان با من تو ای زيبا



شنبه یکم دی 1386 |
ماه
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي
ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم
نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر
كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين
دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم
پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت
دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به
توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من
و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم
دوستت دارم (2all)



شنبه یکم دی 1386 |